فرض کنید قرار است با گوشت و سیبزمینی، یک غذای جدید و متفاوت درست کنید. کلی هم برایش تبلیغ کردهاید که قرار است یک غذای خارجی و خاص باشد. اما وقتی غذا آماده میشود، میبینید آن چیزی که انتظار داشتید از آب درنیامده است؛ پس چاره چیست؟ کمی آب اضافه میکنید و برمیگردید به همان آبگوشت خودمان!
حالا حکایت پروژه «اینوی» و سرنوشت احتمالی آن، دستکم بر اساس اطلاعاتی که به دست ما رسیده، کمی شبیه همین داستان است؛ پروژهای که قرار بود یکی از برگهای برنده بهمن موتور در رقابت سدانهای هیبریدی باشد، اما حالا ظاهراً با اما و اگرهای جدی مواجه شده است.
رقابت برای عنوان اولین سدان ملی هیبریدی
طی سالهای اخیر، خودروسازان داخلی تلاش کردهاند در کنار توسعه محصولات جدید، سهمی هم از بازار خودروهای برقی و هیبریدی داشته باشند؛ در همین مسیر، رقابتی نیز میان برخی خودروسازان برای عرضه نخستین سدان هیبریدی شکل گرفت و هر کدام تلاش کردند محصول خود را بهعنوان یک گام مهم در مسیر توسعه خودروهای کممصرف معرفی کنند.
بهمن موتور نیز با پروژه اینوی وارد این رقابت شد؛ خودرویی که قرار بود علاوه بر ظاهر و مشخصات متفاوت، با تکیه بر سیستم قوای محرکه هیبریدی، مصرف سوخت پایینی نیز داشته باشد. اما اکنون بر اساس برخی گمانه زنی ها، تصویر متفاوتی از وضعیت فعلی این پروژه ارائه می شود که نیازمند توضیحات شرکت بهمن موتور است.
پروژه متوقف شده است؟
آیا صحت دارد که پروژه خودرو اینوی هیبریدی به دلیل بروز برخی مشکلات در بخش سیستم قوای محرکه، ضعف عملکرد خودرو در سربالاییهای طولانی و همچنین محقق نشدن مصرف سوخت هدفگذاریشده، فعلاً متوقف شده است؟
یکی از اعداد مهمی که در خصوص این خودرو مطرح شده بود، مصرف سوخت حدود ۴.۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر بود؛ عددی که ظاهراً در شرایط مورد انتظار پروژه به شکل کامل محقق نشده است. البته باید تأکید کرد که این موارد، اطلاعاتی است که در فضای مجازی منتشر شده و برای اظهارنظر قطعی درباره وضعیت فنی پروژه، توضیحات رسمی شرکت بهمن موتور و سایر طرفهای مرتبط نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
چرا پروژه به ایرانخودرو رسید؟
اما بخش قابل توجه ماجرا، به سرنوشت این پروژه و ادامه مسیر احتمالی آن مربوط میشود. بر اساس اطلاعات دریافتی، پس از مشخص شدن برخی چالشهای فنی، پروژه اینوی به سمت استفاده از ظرفیتهای ایرانخودرو هدایت شده است. آنطور که برخی منابع عنوان میکنند، مدیران مرتبط در مجموعههای کروز و بهمن موتور، ادامه پروژه را به ایرانخودرو سپردهاند. هدف احتمالی از این اقدام نیز میتواند استفاده از ظرفیت خطوط تولید ایرانخودرو و کاهش فشار ناشی از سرمایهگذاری انجامشده برای خرید پلتفرم باشد.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی این است که آیا قرار است پروژه با همان مشخصات اولیه ادامه پیدا کند یا اینکه محصول نهایی فاصله قابل توجهی با ایده اولیه خواهد داشت؟ یکی از سناریوهایی که درخصوص ادامه این پروژه مطرح شده، استفاده از نسخه تمامبنزینی این خودرو با پیشرانه TU5 است.
اگر این سناریو عملی شود، مسیر پروژه از یک سدان هیبریدی با هدفگذاری مصرف سوخت پایین، به محصولی بنزینی با قوای محرکهای آشناتر تغییر خواهد کرد. البته این موضوع هنوز به معنای تصمیم قطعی ایرانخودرو برای تولید چنین محصولی نیست و باید منتظر اطلاعات رسمی درباره مشخصات نهایی و برنامه تولید ماند.
از سوی دیگر، احتمال تولید نسخه هیبریدی در تیراژ محدود نیز مطرح شده است؛ محصولی که در این صورت، میتواند بیش از آنکه یک پروژه تولید انبوه باشد، نقش تبلیغاتی و نمایشی برای حضور در حوزه خودروهای هیبریدی داشته باشد.
مسئله فقط یک خودرو نیست
ماجرای اینوی را نباید صرفاً داستان یک محصول ناموفق یا یک پروژه متوقفشده تلقی کرد. توسعه خودروهای هیبریدی، بهخصوص در شرایط فعلی صنعت خودرو ایران، نیازمند سرمایهگذاری، آزمونهای فنی گسترده و برنامهریزی بلندمدت است.
اگر محصولی با هدف مصرف ۴.۵ لیتر معرفی میشود، اما در ادامه مشخص میشود دستیابی به این عدد با چالش مواجه است، طبیعتاً باید درباره فرآیند توسعه و آزمونهای پیش از عرضه آن سؤال کرد. اگر یک پلتفرم خریداری میشود و بعد مسیر پروژه تغییر میکند، پرسش دیگری درباره نحوه تصمیمگیری اقتصادی پروژه مطرح میشود.و اگر محصولی با تبلیغات قابل توجه وارد بازار میشود، مسئولیت خودروساز در قبال معدود خریداران آن، طبیعتاً اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وقت پاسخگویی است
در نهایت، ماجرای اینوی بیش از آنکه محل قضاوت عجولانه باشد، نیازمند شفافسازی است. بهمن موتور میتواند درباره وضعیت فعلی پروژه، مشکلات فنی مطرحشده، تعداد و موضوع فراخوانها، برنامه خدمات پس از فروش خودروهای موجود و همچنین سرنوشت احتمالی نسخههای آینده توضیح دهد. ایرانخودرو نیز در صورت صحت موضوع واگذاری یا ادامه پروژه، میتواند درباره برنامه خود برای این پلتفرم و احتمال تولید نسخه بنزینی یا هیبریدی اطلاعرسانی کند.
صنعت خودرو بیش از هر چیز به اعتماد مشتری نیاز دارد.
گاهی اوقات تغییر مسیر یک پروژه، تصمیمی منطقی و اقتصادی است. توقف یک محصول هم لزوماً شکست نیست. حتی تبدیل یک پروژه پیچیده به محصولی سادهتر نیز میتواند تصمیمی قابل دفاع باشد. اما آنچه میتواند محل انتقاد باشد، نبود شفافیت درباره چرایی این تغییرات و سرنوشت مشتریانی است که زودتر از دیگران به یک پروژه اعتماد کردهاند.
اینجاست که داستان اینوی دیگر فقط قصه یک خودرو نیست؛ بلکه آزمونی برای میزان پاسخگویی و شفافیت خودروسازان در قبال مشتریان و افکار عمومی است.